تبليغاتX
پول طلا ثروت

میدونین چرا از قدیم گفتن پولدارا پولدار تر میشن، بی پولا بی پول تر؟

یا اینکه پی روی دنبه میره؟

باز هم خیلی ساده هستش

یه آدم پولدار، قبل از هر کسی این خودشه که میدونه پولداره. و مرتب داره پول بیشتری درمیاره. و خیلی هم خوب پول درمیاره.

بنابراین همیشه به این جملات فکر میکنه که " من خوب پول در میارم . من دست به هرچی میذارم انگاری طلا میشه " و مهم اینه که با تمام وجودش به اونچه که از ذهنش میگذره ایمان داره . و البته که باز هم این گوش شنوای کائنات هستش که صدا میکنه و میگه : " امر، امر شماست قربان" و جریانات زندگی این بابا رو طوری تنظیم میکنه که واقعاً دست به هرچیزی میزنه طلا میشه


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پولدار در شنبه 1386/04/30 ساعت 9:6 PM | لینک ثابت |
تو خود حدیث مفصل بخوان
نوشته شده توسط پولدار در جمعه 1386/04/29 ساعت 6:52 PM | لینک ثابت |
اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .

امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .

بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .

منبع: اطلاع رسانی آریانا

پاورقي : علامه طباطبايي در تفسير الميزان مي فرمايند كورش همان ذوالقرنين است كه در قرآن از او به نيكي ياد شده است. اگر كسي اطلاعات بيشتري دارد براي بينندگان ارايه نمايد.
نوشته شده توسط پولدار در جمعه 1386/04/29 ساعت 6:38 PM | لینک ثابت |
سلام

بعضی ها نمیدونم چرا اینقدر نا امید هستن و فقط به بد بختی ها و آنچه که نمیخوان فکر میکنن

و نتیجش هم اینه که وضع از اونی که هست بدتر میشه

میدونین چرا؟

چون اونا بطور ناخواسته دارن به طبیعت فرمان میدن که : هرچی بدی هست بازم واسه ما بیار

چون ما فقط به بدی ها و بدشانسی ها و بد بیاری ها اهمیت میدیم و فکر میکنیم

مثل این مورچه کوچولو ی ما

از من به شما نصیحت

فقط به خوبیها فکر کنین و بدی ها رو اصلا بهشون فکر نکنین و اهمیت بهشون ندین

مطمئن باشین که موفق میشین

بعدا بازم واستون در همین رابطه مفصل مینویسم

نوشته شده توسط پولدار در سه شنبه 1386/04/26 ساعت 10:52 AM | لینک ثابت |

امروز همان فردائی است که دیروز نگرانش بودم ...

                                                            و چه زیباست....

                                                           پس بدانم که فردا هم زیباست

نوشته شده توسط پولدار در شنبه 1386/04/23 ساعت 2:9 PM | لینک ثابت |

بد نیست این رو بدونید که همیشه :

                                                ادعا ضرب در عمل = یک

نوشته شده توسط پولدار در شنبه 1386/04/23 ساعت 2:8 PM | لینک ثابت |
پدر آن شب که به راه عرفانت دیدم ندانستم برق چشمانت زچیست؟

اما چو فردا ، خورشید به نیمه راهش برسید دانستم آن برق تو را ره وصال یار روشنائی داد و ما را آتش هجران به دامان زد.

نوشته شده توسط پولدار در پنجشنبه 1386/04/21 ساعت 6:37 PM | لینک ثابت |
خدایا تو را شکر میگویم از آنچه که دادی و آنچه که ندادی

که آنچه بدادی ز رحمتت بودی و ...

آنچه ندادی ، تو را حکمت

نوشته شده توسط پولدار در پنجشنبه 1386/04/21 ساعت 6:35 PM | لینک ثابت |

حکایت از آنجا شروع شد که مارا سفری فوری به تهران پیش آمد همی.

و اندر در بدری تهیه بلیط به ناچار تن به سفر با قطار سریع السیر!!؟؟ پردیس آن هم به قیمت هر نفر 89000 ریال بدادیم البته از اصفهان به تهران

اولین چیزی که قبل از هر چیز در بدو ورود به قطار نظر اصفهانی ما را به خود جلب کرد همانا پرداخت 10000 ریال اضافه برسازمان توسط جیب پر پول ما به جیب بد بخت! شرکت رجا بود. ای عجب . چرا؟ نفهمیدیم. و البته تمیزی صندلیها و محیط به ظاهر مطبوع قطار


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پولدار در چهارشنبه 1386/04/20 ساعت 2:14 PM | لینک ثابت |
سلام خدمت دوستان

دیروز وقتی داشتم تو اینترنت گشتی میزدم اتفاقی به یه وبلاگ به اسم وب نوشت محرمانه یک دختر برخوردم که ازنظر من خیلی جالب بود. از نظر من نویسنده این وبلاگ آدمی هستش با روحیات بسیار شاد و سرزنده و البته باهوش و تیز بین. بعضی مواقع شدیدا تو لک خودش میره . ولی با یه کم تلقین روحی خودش رو نجات میده. سرشار از انرژی هستش و اگه تو جمعی نباشه، نبودنش کاملاْ محسوسه

امیدوارم هرجا که هست موفق باش و پیروز و پولدار

بنظر من ارزشش رو داره که شما هم یه نگاهی بهش بندازین.

موفق پیروز و پولدار باشین

نوشته شده توسط پولدار در جمعه 1386/04/15 ساعت 7:44 PM | لینک ثابت |

حداقل 20 کیلوسلام

خوب ما تا اینجا متوجه شدیم که کائنات گوش بفرمان ما ( بعنوان اشرف مخلوقات ) هستش.

و برای اینکه آن چیزی رو که میخوایم بدست بیاریم باید علاوه بر درک مفهوم و یادگیری استفاده از قانون کائنات، همچنین ایمان به فلسفه وجودی این قانون، باید مشخصات درستی از آنچه را که میخواهیم، به کائنات بدیم.

لازم نیست بعنوان مثال هر روز صبح یا بعدازظهر به یه جای خلوت بریم و داد بکشیم. نه اصلاً چنین چیزی نیست. فقط کافیه که بهش فکر کنیم. کاری کنیم تا آنچه که میخواهیم، همه فضای ذهنمون رو یا حداقل بیشتر این فضا رو اشغال کنه. باید خیلی واضح و دقیق، مشخصات مورد مطالبمون رو تو ذهنمون مجسم کنیم. انگار که واقعیت داره و با تمام وجود طلب کنیم.

حالا یک نکته دیگه هستش که باید با رعایت شرایطی که گفتم، اون رو هم درنظر بگیریم. و اون چیزی نیست به جز شرط زمان و مکان

بله شرط زمان و مکان

ما باید دقیقاً مشخص کنیم که آن چیزی رو که میخوایم واسه همین چندسالی که داریم توش زندگی میکنیم میخوایم.

در قسمت سوم برای شما گفتم که وقتی لیس دقیقی از آنچه رو که میخوایم بدیم، دیگه کائنات مجبوره اونطور خودش رو تنظیم کنه که ما رو به خواستمون برسونه. و این کار رو میکنه. خوب اگه ما زمان و مکان رو واسش مشخص نکنیم، ممکنه این کار رو درزمانی که دیگه بدرد ما نمیخوره واسمون انجام بده. یا درجائی که نمیخوایم.

پس این به این معنی هستش که اگه ما بخوایم اون سفره رنگینی رو که در قسمت سوم مثال زدم واستون داشته باشیم، باید علاوه بر همه شرایط قبلی، به کائنات بگیم که ما این سفره رو بعنوان مثال بزودی و در همون نقطه ای که من هستم ، میخوام.

نتیجه اینه که وقتی کائنات مشغول تدارک اون میز رنگین واسه ما هستش، در نظر میگیره که اولاً باید خیلی سریع این سفره رنگین آماده باشه و دوم اینکه این سفره رنگین بایستی دقیقاً جلوی کسی پهن بشه که سفارش اون رو داده. نه شخص دیگه و نه جای دیگه

فعلاً تا پست بعدی

نوشته شده توسط پولدار در پنجشنبه 1386/04/14 ساعت 7:15 PM | لینک ثابت |

سلام

درپست قبلی گفتم که میتونیم با بکارگیری قدرت تفکر، به کائنات حکمرانی کنیم ولی به سه شرط: 1- از وجود چنین قدرتی اطلاع داشته باشیم 2- این اصل رو بکار بگیریم و اما شرط سوم

بله باید به اون دوتا شرط اول و نتیجه بکار گیریشون ایمان داشته باشیم

و آخر دست هم اینکه باید یه کمی صبر کنیم. یعنی صبور باشیم و به اونچه که میخوایم اصرار بورزیم. باور کنید نتیجه اون به معجزه میمونه

من مطمئن هستم که خیلی از شماها، بطور روزمره تو زندگیتون بدون اینکه خودتون متوجه باشین، بطور ناخود آگاه از این اصل استفاده کردین. و صد البته که بهره اون رو هم بردین. ولی از اونجائی که متوجه نبودین، یاد نگرفتین و بلد نیستین که باز هم از این قانون بسیار زیبا و قدرتمند جهان هستی ، اونطور که میخواین استفاده کنین و کنترلش رو بدست بگیرین.

بذارین موضوع رو یه کمی واستون روشن تر کنم. تاحالا شده که واقعاً و از ته دل چیزی رو طلب کنین؟ و بعد از مدتی در کمال نا باوری ، و بیشتر وقتها از جائی که فکرش رو هم نمیکردین ، در اختیار تون قرار گرفته؟ البته احتمالاً دقیقاً اون چیزی رو که خواستین بدست نیاوردین ، ولی تا حد زیادی بهش نزدیک شدین. حتماً واستون پیش اومده . من مطمئن هستم.

چون این قانون طبیعته

حالا اونچه رو که تا حالا گفتیم، کنار هم میذاریم.

نتیجه جالبه

آنچه رو که از کائنات و جهان هستی میخواین، با صدای بلند طلب کنین

و مطمئن باشین که جهان هستی مثل یک فرمانبر مطیع و توانا به شما میگه : امر، امر شماست قربان

و من اسم این رو میذارم قانون کائنات

البته موارد جنبی دیگه ای هم داره که بایستی رعایت بشه تا نتیجه دلخواه بدست بیاد،که توی پستهای بعدی بهتون خواهم گفت.

اگه دوست داشتین میتونین اونچه رو که بنظرتون میرسه یا سئوالهائی رو که واستون پیش میاد، بپرسین.

سعی میکنم بدون جواب نذارمشون.

نوشته شده توسط پولدار در پنجشنبه 1386/04/14 ساعت 7:14 PM | لینک ثابت |

سلام

خلاصه آنچه که تاحالا باهم مرور کردیم

من معتقدم جهان هستی، گوشی داره به بزرگی خود جهان هستی! وشنوائی داره باز هم به اندازه خود جهان هستی ! پس منطق میگه اینچنین شنوائی عکس العملی نخواهد داشته مگر به بزرگی جهان هستی!؟؟

و این یعنی همه چیز

و گفتیم باید که یاد بگیریم چگونه توی گوش این جهان هستی ورد بخونیم. تا با گوشهای به اون بزرگی بشنوه و با تمام قدرتش به ما جواب بده. البته اون جوابی رو باید بده که ما میخواهیم

خیلی ساده هستش

همونطور که قبلاً هم براتون گفتم باید به جهان هستی بگیم چی میخوایم. و آنچه رو که میخوایم باید با صدای بلند فریاد بزنیم و ازش طلب کنیم.

برای رسیدن به این منظور سه شرط اساسی رو براتون گفتم. ولی باید بگم که کافی نیست. درواقع این سه شرط درصورتی کارآئی لازم رو داره که نکات مربوط به اون رو هم رعایت کنیم.

یکی از این نکات اینه که اون چیزی رو که میخواهیم باید دقیق و درست بخواهیم.

دلیلش هم خیلی ساده هست. فرض کنید شما آدمی هستید که از بدترین تا بهتری غذاها رو در اختیار دارین و وظیفه دارین به متقاضیان غذائی که به شما مراجعه میکنن غذا بدین . من پیش شما میام و به شما میگم: من گرسنه هستم. میخوام سیر بشم. اون وقت شما یک تکه نان خشک کپک زده جلو من میذارید تا بخورم و سیر بشم. من نباید از شما نگران بشم . چون من به شما فقط گفتم " من گرسنه هستم " و شما شرایطی رو فراهم کردین که من سیر بشم. پس من باید بگم " من غذای خوبی میخوام که بخورم و سیر بشم " نتیجه این خواسته اینه که دیگه شما غذای بدی در اختیار من نمیذارید. ولی دلیلی هم وجود نداره که غذای خوبی که به من میدید، حتماً مطابق میل و سلیقه من باشه. پس باز هم ممکنه که نتیجه دلخواه رو نگیرم.

بنابراین بهتره بگم : " من یک وعده غذای خوب میخوام. یه میز واسم بچین که روش شوید پلوبا گوشت ماهیچه، ماهی سرخ کرده غزل آلا، سیب سرخ کرده، سالاد کاهو و گوجه با سس مایونز، نخود فرنگی و ذرت، نوشابه دلستر،ودسر بستنی با طعم توت فرنگی آماده شده باشه "

خوب بنظر شما آیا من دیگه میتونم هر چیزی رو که دلم خواست به شما بدم. طبیعیه که پاسخ منفی هستش. چرا که من یک لیست کاملی دارم که باید اون رو تهیه کنم. بدون کم و کاست

اینجاست که من باید به شما بگم : امر ، امر شماست قربان

و شما دقیقاً به چیزی که میخواین میرسین

باقی شرایط باشه واسه پستهای بعدی

 

نوشته شده توسط پولدار در پنجشنبه 1386/04/14 ساعت 7:14 PM | لینک ثابت |

باز هم سلام

امروز میخوام راجع به نیروی فکر باهاتون صحبت کنم که خیلی ها از اون هیچ چیزی نمیدونن

میدونین؟

بنظر من فکر ما انسانها مثل یک دستگاه فرستنده و گیرنده بسیار قوی هستش که البته قدرت فرستندگی و گیرندگی اون متفاوت هست. به این معنی که بعضیها قدرت فرستندگی و بعضی دیگه قدرت گیرندگیشون قوی تره بدون اینکه خودشون حتی اطلاع داشته باشن

فقط اشکال کار اینجاست که ما اصولاً نمیدونیم که چنین دستگاهی رو در اختیار داریم

و اونهائی هم که میدونن، بلد نیستن از اون استفاده کنن. ببینید اینطوری بهتون بگم که وقتی ما به موضوعی که تو ذهنمون داره راه میره و بعضی وقتها حتی باهاش کشتی میگیریم، و بعبارت دیگه هروقت که به چیزی فکر کنیم در واقع داریم به جهان هستی فرمان میدیم البته بدون اینکه خودمون بدونیم.

حتماً تعجب میکنین

حق دارین. چرا که همونطور که گفتم اصولا کسی از این قضیه اطلاعی نداره

و صد البته اونهائی که 1- اطلاع دارن و 2- این اصل رو بکار میگیرن، بسیار موفق هستن و به اون چیزی که میخوان میرسن

البته یه شرط سوم کوچیک و البته بسیار استراتژیک و مهم هم وجود داره ،

که تو پست بعدی بهتون میگم

نوشته شده توسط پولدار در پنجشنبه 1386/04/14 ساعت 7:13 PM | لینک ثابت |
سلام به همه

امروز پنجشنبه هستش و روز تولد حضرت زهرا

و دقیقاً همین امروز من وبلاگم رو افتتاح کردم

به فال نیک میگیرم و امیدوارم که همگی موفق ، پیروز، کامیاب، سالم و پولدار باشین

نوشته شده توسط پولدار در پنجشنبه 1386/04/14 ساعت 12:32 PM | لینک ثابت |
 
business article